استحاله ی فرهنگی یک سازمان- عشوه های سوپرانقلابیِ عجوزه ی اپورتونیسم- قسمت دوم  مجتبی زرگر

seyamaknaderi اکتبر 27, 2018 0
استحاله ی فرهنگی یک سازمان- عشوه های سوپرانقلابیِ عجوزه ی اپورتونیسم- قسمت دوم  مجتبی زرگر

بعد از اینکه در رابطه با کاظم نعمت اللهی مطلبی کوتاه نوشتم و پافشاری او بر اصول را ستودم
http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-92891.html
به فاصله ی تقریبا سه ماه جماعت رجوی از خواب بیدار شده و به پاسخگویی البته از زبان یکی از بستگان!  کاظم اقدام کرد. کسی که کاظم اساسا در زمان حیاتش کوچکترین ارتباطی با او برقرار نمیکرد.
مقاله ی فرد مزبور را که البته به فرموده نوشته شده و توسط از ما بهتران ادیت شده در اینجا می توانید بخوانید:
https://www.iran-efshagari.com/%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D9%88%D8%A6%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%A6%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%DB%8C-%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%84%DA%AF/
در پاسخی در همان زمان
http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-93663.html
به این نکته توجه دادم که اساسا این قبیل نوشته جات، مصرف داخلی دارد و برای تغذیه ی یکطرفه ی کادرها استفاده میشود و از طرفی هم به طور عمده فرد به اصطلاح نگارنده ویا مامور به نگارش با این اقدام باید اثبات کند که کماکان از خط و خطوط تشکیلات تبعیت میکند وحرف شنویی دارد.
در ادامه ی مطلب تنها ضروری دیدم به اختصار به چند نکته اشاره کنم. هرچند که این قبیل شگردهای تبلیغاتی جماعت رجوی ارزش وقت تلف کردن ندارد و در آینده تنها وقت خودم را صرف افشاگری در زمینه هایی که صلاح بدانم خواهم کرد،‌ بی مناسبت ندیدم توجه مقامات جماعت را به دقت بیشتر در پاره ای موارد جلب کنم.
نوشتار چنین تنظیم شده که خود کاظم را هم مقصر میداند که بی توجهی کرده و در واقع کاظم وقتی درد خودش را مطرح کرده که دیگر دیر شده بود و البته این سنت است که در این جماعت،‌  همه و همه مقصرند الا شخص خداوندگار اعظم یعنی رهبری عقیدتی. زنده ومرده مقصرند و بدهکار.
جماعت که تلاش دارد دستان خود را از این ماجرا بشوید، مدعی است که پانزده نفر بارها برای اهدای کلیه مراجعه کرده اند و کلینیک عراقیها قبول نکرده اند ولی اینها کوتاه نیامده اند و از مجاری قانونی اقدام کرده اند ولی باز هم وحوش موافقت نمی کردند… حال با نگاهی به اطلاعیه ی خود جماعت چنین می خوانیم:
پانزده  تن در 5 و 6خرداد به بیمارستان عراق جدید مراجعه کردند تا برای اهدای کلیه به بیمارستان بعقوبه بروند, اما عمرخالد مانع رفتن آنان شد و گفت بعدأ برای این کار اقدام کنند.
چنانکه ملاحظه می کنید پانزده تنی که نگارنده مطرح میکند در اطلاعیه هم درج شده و تاریخ مراجعه در واقع ۵ و ۶ خرداد بوده و کاظم در تاریخ ۸ خرداد در بیمارستان بعقوبه فوت میکند. آیا در تمام سالیانی که کاظم به کلیه نیاز داشت و نه تنها این پانزده تن بلکه بیش از ‍۱۵۰۰ تن برای اهدای کلیه آماده بودند چرا اقدامی صورت نگرفت؟‌من شخصا بارها با امدادگر مقر خودمان در این مورد صحبت کرده بودم ولی هیچ فایده ای نداشت. درست در لحظاتی که کاملا برای آنها روشن بود که وضعیت به نقطه ی بازگشت ناپذیری رسیده است این اقدام نمایشی صورت می گیرد. البته که کاظم کاملا اشراف داشت که در صورتی که خودش را تسلیم کند می تواند نجات پیدا کند و بارها تلویحا به من گفته بود که تنها راه پیوند کلیه است و خیلی خوب می دانست که طرح جماعت استفاده از جنازه ی اوست تا ابزاری برای تبلیغ سیاسی باشد ولی علیرغم تمام اشرافی که به این بازی کثیف داشت ، بر اصول خویش که همانا تسلیم نشدن به دشمن بود ایستاد و قهرمانانه جان داد.
جماعت رجوی به جای این قبیل سخنان تکراری و رسوا بهتر است مدارک جدی ارائه دهند که در جهت معالجه ی او و درجهت اعزام او به خارج از کشور چه اقداماتی انجام داده اند.
در پایان، جماعت آرزوی خود را که همانا پیوستن جداشدگان به رژیم خمینی است با دستپاچگی و در جملاتی ناشیانه بیان میکند غافل از اینکه رهبری عقیدتیِ  جماعت سالها پیش نامه ی ندامت به درگاه خامنه ای نوشته و دیگر جایی برای این عشوه های انقلابی گری باقی نگذاشته است. چسباندن هر نقل قولی از مقامات امنیتی رژیم چاره ی درد بی درمان اپورتونیسمی که ریشه اش را در تمام ارکان این تشکیلات دوانده نیست. اپورتونیسم در تشکیلات شما به صورت یک فرهنگ در آمده و آن  را تماما استحاله کرده است. آینه چون نقش تو بنمود راست خود شکن آینه شکستن خطاست.

منبع:پژواک ایران

سایت حقیقت مانا

فرستادن دیدگاه »