جُوکر جنگ مسلحانه، دُن کیشوت زرد رسانه سیامک نادری

seyamaknaderi دسامبر 31, 2019 0
جُوکر جنگ مسلحانه، دُن کیشوت زرد رسانه سیامک نادری

نمونه ای از تبلیغات رجوی، «جنون جوکر جنگ مسلحانه»در سیمای آزادی

بر روی عکس رجوی  نوشته شده است:«‌فرمانده به ما بچه های قیامی کف خیابان نگاه کن همیشه حاضریم از ما مطمئن باش بزودی همدیگرو تو خیابونهای آزاد شده ایرون می بینیم.

#آتش جواب آتش

# براندازم »

بدنبال موضعگیری دو روز پیش رجوی تحت عنوان سخنگوی مجاهدین و درخواست حمله نظامی توسط امریکا و با خاک یکسان کردن سپاه پاسداران،  و همچنین « برگرداندن سلاح های مجاهدین و ارتش آزادیبخش توسط امریکا » که در سایت مجاهدین خلق بچاپ رسیده است،‌ امروز  بنقل از رادیو فردا سایت مجاهدین خلق مدعی شد توسط یک موتور سوار با نارنجک دست ساز به قرارگاه خاتم الانبیا تهاجم کرده اند. به طبع پیش دستی کردن برای موضعگیری دو روز پیش رجوی( برگرداندن سلاح ها…)، با ادعای عملیات و تهاجم به قرارگاه خاتم الانبیا  بی ارتباط نیست.

لینک سخنگوی مجاهدین در سایت مجاهدین خلق:

https://news.mojahedin.org/i/%D8%B3%D8%AE%D9%86%DA%AF%D9%88%DB%8C

لینک خبر رادیو فردا ضمیمه است:

واکنش قرارگاه خاتم‌الانبیا به خبر انفجار در ساختمان این مجموعه

https://www.radiofarda.com/a/iran-irgc-site-denies-being-attacked-with-grenades/30353682.html

در حالیکه بگفته اکثر دولت ها، ناظرین سیاسی  و رسانه ها، مجاهدین خلق فاقد هرگونه پایگاه اجتماعی در داخل ایران هستند، و همچنین آنچه از ویدئوهای اعتراضات این سه دهه در سالهای ۷۸، ۸۸، ۹۶ و بطور اخص قیام آبان ۹۸، تاکنون هیچ ویدئو و تصاویری از فعالیت مجاهدین خلق در داخل ایران ارائه نشده و هیچگونه حمایتی  از آنها نیز توسط مردم بگوش نرسیده است؛ رجوی تحت عنوان سخنگوی مجاهدین خواستار « مسلح شدن مجاهدین و برگرداندن سلاح های خود از امریکا» گشت.

خطای استراتژیکی مبارزه مسلحانه در ۳۰ خرداد سال ۶۰،  منجر به نابودی تمام سرمایه مردم و مبارزه و تشکیلات داخل کشور، بسود رژیم جمهوری اسلامی شد، اینک پس از چهاردهه، رجوی در جنون «جوکر جنگ مسلحانه»  با زمینه سازی های از پیش طراحی شده، سعی می کند زمین سوخته جنگ مسلحانه را،‌ با ماجرا جویی های غیرمسئولانه، غیر شفاف و جدای ازمردم ، و البته  درشکل  جنگ رسانه های زرد به پیش ببرد، تا بتواند نام و نشان ازبین رفته و سوخته خود را در صحنه سیاسی،‌ بازتاب داده و لانسه( برجسته) کند.

 از «لاف» ؟، تا  «گزاف»؟

گرچه این حقایق تلخ و دردناک عارضه یک بیماری مزمن و جنون کسب قدرت رجوی است، اما خواه ناخواه طنز دردناکی را نیز با خود دارد. از «لاف»  تا  «گزاف» گویی، یک فاصله پوسته پیازی وجود دارد. موضعگیری جنون جوکر مآبانه رجوی، درحالیست که حتی بسیاری از اعضای سازمان مجاهدین خلق در درون تشکیلات نیز بدان واقف هستند،‌ زیرا چهار دهه غار نشینی تشکیلات رجوی، بدون هیچگونه ارتباط با جهان خارج، ناگزیر است برای حفظ  نام خود و همچنین حفظ نیروی های خود،‌ از شکل «مبارزه سرخ حسینی و مسلحانه»،‌ در یک بی اقبالی  و حتی نفرت اجتماعی، و استیصال استراتژیک، به شکل مبارزه زرد رسانه ای روی بیاورد. در این میان آنچه محو و نابود شده است،  مسئولیت شناسی، منافع مردم،‌ و روزگار مردم میهن ما است که چهل سال در دست اهریمن حاکم برمیهن به سیاهی نشسته است.

برغم اینکه بمدت ۳۶ سال درتشکیلات مجاهدین خلق بودم  و پس از آن  بمدت ۵ سال تا همین لحظه بصورت مستمر درباره مجاهدین خلق درحال  تحقیقات بوده ام، اما مواضع اسفبار رهبری مجاهدین آنچنان گویاست که می توان بزبان ساده حقایق را برای سنجش آن به محک گذاشت، حقایقی که بمثابه دو دوتا چهار تا هستند: ‌

در سال ۱۳۸۲ امریکا و از قضا همین «جمهوری خواهان» و نئوکانها، مجاهدین خلق را بمباران، محاصره و خلع سلاح کردند؟.

درسال ۱۳۸۴ امریکایی ها تمام سلاح ها و مهمات گرد‌آوری شده مجاهدین خلق را در همان عراق منهدم کردند؟. مضحک اینکه مهمات مجاهدین با همکاری خود مجاهدین خلق منهدم شدند.

مجاهدین خلق بعنوان یک کیس انساندوستانه و بدلیل«تحت خطر جانی قرار داشتن درعراق» به آلبانی انتقال داده شده اند،  و نه در کسوت نظامی و یک ارتش آزادیبخش.؟

برفرض اینکه امریکایی ها سلاحها را به مجاهدین خلق پس  بدهند!، آلبانی دولت و کشوری نیست که بتوان در آنجا اسلحه و توپ و تانک بکار گرفت، و مانورهای جنگی را به اجرا گذاشت؟.

برفرض که آلبانی پذیرفت مجاهدین خلق به توپ و تانک مسلح شوند!، باید دانست که ایران در آسیا، و آلبانی در اروپا است؟. رجوی بارها با استهزا تأکید کرده بود:« کسی که در اروپا نشسته، از آنجا  نمی تواند با رژیم مبارزه مسلحانه انجام بدهد.»؟

بر فرض که جوکر جنگ و جنون با توپ و تانک توانست از چند کشور آلبانی، مقدونیه، بلغارستان، ترکیه، سوریه و عراق بگذرد؟.

یک سمت آلبانی به دریای مدیترانه، و سمت دیگر بسوی ایران، مسیر با فلش قرمز مشخص شده است

بر فرض که از ۲۰۰۰ تن نیرو ی موجود در آلبانی که بنا به «اطلاعیه پزشکی مجاهدین» در سال ۲۰۱۶ میلادی، ۱۲۰۰ تن از آنها بیماری حاد داشته و نیاز به  درمان ورسیدگی پزشکی و جراحی دارند، بتوانند با توپ و تانک به مرز ایران برسند، و از هواداران تقاضای وام و یا قرض نموده بودند؟( این درحالی است که فقط در همین امسال در یک فقره «یک میلیون یورو » به حزب دست راستی اسپانیا و آلخود ویدال کوادراس  که حتی یک نماینده در مجلس نداشت کمک مالی کرده است.؟

بر فرض که اعضای مجاهدین خلق که اینک درسنین بالای ۶۰ سالگی هستند، همان موقعیت ویژه عملیات فروغ جاویدان در سال ۱۳۶۷ پس از آتش بس ایران و عراق را کسب کردند.

پیشاپیش نتیجه عملیات از آلبانی به سمت مرزهای ایران مشخص است:

صورت وضعیت نیروی های مجاهدین خلق درسال ۱۳۹۸درقبال وضعیت نظامی رژیم جمهوری اسلامی، حتی در یک بازی کامپیوتری دُن کیشوت مآبانه، چیزی جز تار و مار شدن اعضای مجاهدین خلق نیست، و صد البته که  بیش از آنچه که در سال ۱۳۶۷  با بیش از ۱۳۰۰ کشته از مجاهدین خلق روی داد.

اولین کسی به این حقایق واقف است، جوکر جنگ مسلحانه و فرماندهی کل ارتش آزادیبخش ، شخص رجوی است، که بیش از۱۶ سال است که برای حفظ جان و عدم پاسخگویی به عملکرد خود طی این سالیان، در خفا و بقول مسئولین سازمان مجاهدین خلق در «غیبت کبرا»( مشابه امام زمان) بسرمی برد؟، و همچنین مریم رجوی  بعنوان «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» بخوبی از این چشم انداز آگاه است؟.

حقیقت این است که اگر فرض کنیم ارتش آزادیبخش در عراق بمثابه ی یک « اسب » پرقدرت  و چابک،  و سریع بود. اینک باید گفت:«‌ رجوی اسب را در عراق گُم کرده است و در آلبانی پی نعلش می گردد.؟

پیش از این در سال ۱۳۸۸ رجوی برای حمله به قرارگاه اشرف به خامنه ای پیام میداد:«‌ بیا بیا بیا» و استدلال می کرد:« اگر خامنه ای حمله نکند،‌ یکبار شکست خورده است و اگر به اشرف حمله کند ۱۰۰ بار شکست خورده است. زیرا به این وسیله« گرای» اپوزیسیون خود به جهان اعلام می کند!» هدف رجوی معرفی و برجسته شدن بعنوان اپوزیسیون بود ولو اینکه قیمت آن کشته شدن اعضای مجاهدین خلق در این نبرد نابرابر باشد.

درسال ۱۳۹۲ رجوی به رژیم جمهوری اسلامی و خامنه ای پیام داد:« بجای یکبار موشک باران لیبرتی، ۹۲ بار موشک بزن!». استدلال وی این  بود که لیبرتی رزمگاه است و پلی بسوی ایران، و نه رفتن به یک کشور ثالث در اروپا!،  و رژیم با حمله موشکی به لیبرتی  گرای اپوزیسیون خود را می دهد. مسئولین سازمان مجاهدین پس ازحمله موشکی در توجیه این موضعگیری برای اعضا  می گفتند:« ببینید ما تا چه میزان در رسانه ها انعکاس گرفته ایم!، اکنون خبر اول دنیا مربوط به مجاهدین خلق  است که به لیبرتی موشک زده اند!»

هدف از گرفتن انعکاس و نام بردن ازسازمان مجاهدین خلق در رسانه ها، ماندگار شدن در عراق بود.

درسال ۱۳۹۲ میثم افشار که در سن ۱۸-۱۷ سالگی به مجاهدین پیوسته بود درنشست عمومی مرکز یک در لیبرتی پرسید:« به چه دلیل ما باید اینجا بدون هیچ دفاعی، زیر موشکباران بمانیم و هیچ کاری هم نمی توانیم انجام بدهیم و فقط کشته شویم؟». مسئولین پاسخ دادند:« موشک زدن رژیم برای ما یک پیروزی است، به این شکل رژیم آدرس اپوزیسیون خودش را می دهد. تو قبلاً در جامعه یک فرد بودی، بدون هیچ پشتوانه ای، وزنی نداشتی، اما اکنون نام و تاریخچه سازمان مجاهدین خلق با انبوهی شخصیت های سیاسی و ژنرالهای امریکایی و اروپایی و ناوگانی از وکلا  و حمایت جهانی پشتوانه تو است، تو باید ارزش و جایگاه فعلی خودت را خوب درک کنی، و ناشکر نکنی!.»

چند ماه پس از این  میثم افشار در یک گفتگو دردمندانه و با حسرت به من گفت:« من الان ۲۳ سالمه، هیچوقت درجامعه نبودم و اینجا در تشکیلات  هم هیچ چیزی نیست، جز همین نشست ها و همین حرفها،‌ من هیچ تجربه ای از جامعه و زندگی مردم ندارم، و باید اینجا بأیستم تا رژیم ما را موشک باران کند و ما کشته بدهیم و بعد اعلام پیروزی کنیم؟» میثم افشار هم اکنون نیز در تشکیلات مجاهدین خلق در آلبانی قرار دارد.  در همین موشک باران فرمانده یگان او ( حمید رضا اسماعیل زاده) برای اینکه اخبار  وصحنه هولناک کشته ها به صورت محفلی بدست اعضای سازمان مجاهدین نیفتد، میثم افشار را که هیچ تجربه جنگی و کشته و جنازه دیدن نداشت، برای تخلیه بنگال از کشته ها برده بودند و میثم افشار دچار شوک شده بود و تا چند روز حالت تهوع و ترس داشت. زیرا به بنگالی( کانکس) برده بودند که اکبر عزیزی روی تخت  استراحت بود و موشک به کمر او اصابت کرده و او را به دو نیم کرده بود و یک دست او درگوشه دیگر بنگال و تکه گوشت ها به دیوار بنگال چسبیده بود. به خودم می گویم: سیامک ننویس، مقاله طولانی می شود، و در همین موضوع دهها و صدها مطلب دیگر وجود دارد…»   در چنین وضعیتی بود که رجوی به خامنه ای می گفت:« بیا بیا بیا…، به اشرف حمله کن!…بجای یک موشک ۹۲ موشک به لیبرتی بزن!.»

پس از قیام آبان ۹۸ و بازتاب وسیع آن در جهان، و ادامه ایستادگی و اعتراض مردم در برابر «حکومت وحشت» که خود از قیام آبان ماه دچار« وحشت» شده است؛ آیا انفجار یک نارنجک دست ساز،‌در مقابل ساختمان قرارگاه خاتم الانبیا می تواند بمثابه ادعای انتقام گرفتن جان باختگان آبان ۹۸ و سوق دادن قیام مردم به «مبارزه مسلحانه» باشد؟. ‌

در سال های ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ سازمان مجاهدین خلق با اعزام  تیم های  عملیاتی از عراق  به داخل کشور، چندین فقره عملیات خمپاره زنی به مراکز رژیم جمهوری اسلامی انجام داد. تا خامنه ای، خاتمی را از دور دوم انتخابات ریاست جمهوری حذف کند. مستقل از اینکه رجوی به هدف خود نرسید، اما این پرسش وجود دارد که عملیات موضعی چه تأثیراتی بر مبارزه مردم و ادامه قیام آبان ۹۸ در پی دارد!. آیا می توان از آلبانی مبارزه مسلحانه  را آغاز کرد.! پرسش های بسیاری در این زمینه و  مهمتر از آن «خاستگاه» این اندیشه و عملکرد های جدای از توده مردم  وجود دارد.

سایت حقیقت مانا

 

فرستادن دیدگاه »